مرداد ۱۱, ۱۴۰۰
11 11 11 AM
شعر آهنگ عمران طاهری قلبمی
شعر آهنگ حامد سلیمی تو قرار منی
شعر آهنگ شایان دور دورای عاشقونه
شعر آهنگ حسین آرمانی عادت تلخ
شعر آهنگ علی عرفانی حالم عوض میشه
شعر آهنگ مهران بیژن پور من حواسم به توئه
شعر آهنگ حمید هیراد ساقی
شعر آهنگ ریزال کار عشق
شعر آهنگ رضا شایان جاده
شعر آهنگ مصطفی پاشایی مرتضی
Latest Post
شعر آهنگ عمران طاهری قلبمی شعر آهنگ حامد سلیمی تو قرار منی شعر آهنگ شایان دور دورای عاشقونه شعر آهنگ حسین آرمانی عادت تلخ شعر آهنگ علی عرفانی حالم عوض میشه شعر آهنگ مهران بیژن پور من حواسم به توئه شعر آهنگ حمید هیراد ساقی شعر آهنگ ریزال کار عشق شعر آهنگ رضا شایان جاده شعر آهنگ مصطفی پاشایی مرتضی

شعر آهنگ مهرزاد امیرخانی هفت تیر چوبی

هفت تیر چوبی آهنگ جدید مهرزاد امیرخانی
متن آهنگ جدید مهرزاد امیرخانی به نام هفت تیر چوبی با کیفیت بالا از ترانه های ایرانی

متن آهنگ مهرزاد امیرخانی هفت تیر چوبی

اینجا کنار خانه ی های پر هیاهو مردی عبوس و تند خو همسایه ی ماست
گاهی تماشا میکنم رفتار او را یک حلقه در دست چپش دارد و تنهاست
از پنجره گاهی به جای دور دستی زل میزند کنج لبش سیگار دارد
من فکر کردم خاطرات مرد تنها با یک نفر در این شلوغی کار دارد
در بالکن هی دانه میریزد ولی خب هرگز کبوتر هم نشد راه نجاتش
جای کسی در خانه اش خالیست انگار اون زنده مانده با تمام خاطراتش

با هیچ کس کاری ندارد این غر یبه انگار کور و کر به دنیا آمدست
او محکم و مغرور و پا برجاست اما مثل درخت کهنه ای پوسیده از تو
گم میشود در عمق دنیای عجیبش با قطعه ی ریچارد کلایدر من همیشه
تیری به قلبش خورده اما او نمرده این میشود پایان یک رفتن همیشه
تکست دکلمه هفت تیر چوبی از مهرزاد امیرخانی

تو زنده میمانی که در سیگار هایت دنبال نوعی مرگ تدریجی بگردی
با حس طعم وحشی و سرد اتانل دنبال فرمی تازه از گیجی بگردی
تو زنده میمانی و در هر لحظه از عمر صد بار میمیری نمیمیری که باشی
گاهی هوس داری که با هفت تیر چوبی مغز خودت را روی احساست بپاشی

حس میکنم در درد هایش عشق دارد هر کس که بوده او فراموشش نکرده
حتی گذشت سال های تلخ تقویم باری کم از غم های بر دوشش نکرده
حس میکنم چیزی شده افسوس مرد است چیزی نمیگوید برای آبرویش
دکتر برای سرفه اش دارو نوشته من بغض میبینم سر راه گلویش

من بغض میبینم ته فنجان دوم که او سر میزش همیشه میگذارد
قدری خمیده شانه های استوارش کوه است اما قدر دریا درد دارد
مرد غریبه مرد تنها مرد مرموز دق میکند روزی همانجا پشت آن میز
وقت دقیقش را نمیدانم ولیکن حس میکنم با اولین باران پاییز

کانال تلگرام مهرزاد امیرخانی
اینستاگرام مهرزاد امیرخانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *